تبليغاتX
من یه خلم که دومیم خودمم
من یه خلم که دومیم خودمم
نگارش در تاريخ Tue 3 Jan 2012 توسط lvlAl2AL
پس از صرف صبحانه ی بسیار لذیذ آماده شدیم که بریم گردش

بیا بریم یزد کدوم یزد همون یزدی که ... ببخشید از بحث پرت شدم بیرون

خلاصه در اتوبوس دوشنبه (آقای راننده) نشستیم و پیش به سوی میبد

اونجا که رسیدیم دیدیم آقا لیدر هم اومده ( همون آقا لیدری که در جلد 2 اشاره شد که

لهجه نداشت )

خلاصه آقا لیدر رفت و جمعیت هم پشتش ... ما هم چون حرفاش زیادی برامون جالب بود

هر یه قدم وایمیستادیم که عکس بگیریم که یهو دیدیم ای دل قافل بقیه کوشن ؟؟؟

همین جور رفتیم جلو( عین این فیلما)  که رسیدیم همون جایی که اول بودیم

شوخی شوخی جدی گم شدیم بعد یه دنده عقب زدیم دیدیم هی وای یه کوره راهی هست و

رفتیم و خدا رو شکر تونستیم اقای لیدر که گم شده بود رو پیدا کنیم !!!

 بعد ییهو دیدیم آقای لیدر داره با لهجه ی خفن ناک یزدی  دری وری تلاوت می کنه ...

(اوهو ! قیافه ی ما اینهو نارنگیه لهیده شده بود آخه دفعه ی قبل لهجه نداشت )

داشت می گفت : خونه های یزد پنجره پنجرس(  khenehaye yezd penjere penjeraaaas )

و از این حرفا ما هم که دیدیم الانه که حوصلمون سر بره فلنگو بستیم

 دیگه داشتیم بر می گشتیم که دلمان خواست یه یادگاری از یزد داشته باشیم

گشتیمو گشتیم دیدیم رو زمین یه عالمه سنگه هر کدوممون یکی برداشتیم و هورا (!) اسمشونم

گذاشتیم سنگ رفاقت و هبپیپ هورا !

موقع برگشتن یه عکس زیبا با آبسرد کن و شلنگ گرفتیم و هر کی که اونجا بود برای بار یک صد هزارم به

توان خودش به عقل ما شک کردند اما ... اما ما عادت داریم !

پس از دیدار دل انگیز از میبد به رستوران سنتی رفتیم و هیشی !

در آنجا نصف تعداد ما جا بود و به صورت چپیده در هم دیگه مشغول صرف ناهار بودیم

یعنی در واقع می خواستیم بصرفیم که دیدیم هی وای چرا قاشق چنگالامون کمه ؟؟ چرا ؟؟

بعد با لحنی مودبانه از گاسون نسبتا محترم خواهش نمودیم که قاشقی به ما برسان که

داریم ضعف می فرماییم

اما ایشان از اخلاق و منش بسیار خوب ما سوء استفاده نمود و نه تنها به روی خودش نیاورد

بلکه دائما به ما چشم غره می فرمود

و نیلو جان که همیشه در این مواقع زبان ما میشود ۲-۳ بار دیگر به وی تذکر داد که

آی مردک قاشق بیار دیگه ... البته قدری لطیف تر !

بعد گارسون جان به نزد ما آمد و همه ی قاشق هایی که در جهاز مادرش بود را پرت کرد

جلوی ما !!!

ما با اینکه زیاد بهمان برخورده بود چیزی به او نگفتیم و گذاشتیم تا عقده ایش را خالی

 کند بنده ی خدا !!

 

 

 چه جفاهایی که در حق ما شد و ما اما سکوت نمودیم  !!!

 

یه زخمی بر من فرود آمد که توان ادامه دادن خاطرات را ندارم :دی

 

نگارش در تاريخ Thu 3 Nov 2011 توسط lvlAl2AL
آره بچه های خوبم قصه به اونجا رسید که آدم اهنی ِ قصه ی ما اومد تو اتاق

( الان به من احساس پدر بزرگ قصه گو دست داد ... و جالبه که بدونین منم بهش دست دادم )

آها داشتم فرمایش می فرمودم آدم اهنی گفت : صبح بخیر بچه ها ... بیـ دار شین بیـ دار شین

صبح شده ... صبح شده ... بچه ها ... بیـ دار شین

و (به قول نیلو) عین کارتون سیندرلا به سمت پرده ها هجوم برد و کنار زدشون

هنوز نفهمیدین آدم آهنی کیه ؟؟ نه ؟؟ آخه از کجا باید بدونین ؟!

اون کسی نبود جز معلم ورزش بسیار عزیزمون ( افعال معکوس 27cd84fd58b570baed692a24169bc74a.gif)

توضیح : معلم ورزش ... قد کوتاه ... مسن ... همیشه سوتش به دور گردنش است و

یک شلوار ورزشی به پا حتی در ایام تعطیل (!)... احساس بامزگی که چه عرض کنم

 احساس خوشمزگی ِ فراوانی می کند

که در آن لحظه با ما احساس صمیمیت کرده بود اما ما به او رو ندادیم تا مبادا پرو شود ولی ول کن

 نبود که !!! عین طوطی ِ سخن گو دائم حرفاشو تکرار می کرد ...

ماشاالـ ... بقیه اصلا به روی خودشون نیوردن  بالاخره من مجبور شدم اعلام کنم بیدارم

بلکه ولمون کنه

نشستم رو تخت گفتم ما بیداریم خانم (مدل تبلیغ محسن : ما نشستیم آقا )

گفت بقیه ی دوستاتم بیدار کن بیاین پایین صبحونه

خب پدر مادر بیامرز اینو از اول بگو اون جنگولک بازیا دیگه چی بود ؟؟ مراعات ما رو نمیکنی

مراعات سنتو بکن     

از موی سپیدت خجالت بکش !! هی وای

خلاصه ما یه ربع خوابیدیم چون بد جوری دوخته شده بودیم به تخت

 و وقتی احساس کردیم که دیگه وقتشه (!) بلند شدیم و شال و کلاه کردیم

 رفتیم طبقه ی پایین البته همه جز حسنی جون که همیشه نفر  آخر ِ

 ( از بین همه ی کسایی که تو اردو بودند ما ۶ تایی ها همیشه تو همه جا آخر میشدیم

حالا فک کن حسنی دیگه چقدر فرز ِ )

صبحونه اش بد نبود  فقط عیبش این بود که جز یه چنگال غذا خوری چیز دیگه ای پیدا نکردم

که چاییمو هم بزنم و صبحونه کوفت بفرمایم

کلا وضعیت ِ همه همین بود  چرا شو نمیدونم !!!

حالا از بحث صبحونه بگذریم سخن گردش خوش تر است  ....

 .

.

.

تا قسمت بعد بای

نگارش در تاريخ Tue 20 Sep 2011 توسط lvlAl2AL

 

توضیح برای تازه واردان :

 نوشته های زیر مربوط به خاطرات اردویی می باشد که ما ۶ نفر پارسال رفتیم

معرفی ما ۶ نفر :

 من (مارال) سارا حسنی شیما گلاره نیلوفر

و اینک

ادامه ی داستان

در همین لحظه بود که .... دست دسی صداش اومد صدای کفش پاش اومد و همه داشتیم از

ترس ناظم عزیز دور اتاق می چرخیدیم     

   که ....  در باز شد و گل اومد ناظی جونم خوش اومد

با صدایی که هم جیغ بود و هم داشت سعی می کرد آروم حرف بزنه هی می گفت چه خبرتونه

چه تونه ... چرا در گنجه بازه؟ کو تخم مرغ تازه ؟

 و از این حرفا ما هم به روی خودمان نیاوردیم و از اتاق نرفتیم بیرون

 

ناظی جون که دید ما از رو نمی ریم همون جا نشست که مراقب اوضاع باشه

ما چند دست چشمک بازی کردیم و وقتی دیدیم  که او از رو نمی رود به اتفاق برو بچ ۶ تایی

بساطمونو جمع کردیم و رفتیم به اتاق خودمان ...

در اتاق سارا به صورت زیر پوستی به زیر پتویش خزید و خر خرش به راه افتاد

حسنی هم دید که داره عقب می افته خوابید ( تخت حسنی بقل دست شویی بود

باور کنید من هر چی فک می کنم نمی فهمم چطوری با اون بو خوابید )

من و شیما و گلاره و نیلوفر هم داشتیم به آن ها می خندیدیم و می گفتیم مثل مرغ می مونن

که گلاره و شیما از اخلاق خوش ما سوءاستفاده کردند و خوابیدن

من و نیلو از فرصت استفاده کردیم و دوربین در دست برای برنامه ی درشهر

 گزارشی از انواع صدای خر و پف تهیه کردیم که البته جایزه ی نفر اول رو به سارا اهدا می کنم

( با تشکر از همه ی کسانی که سارا رو برای گرفتن این جایزه تشویق کردند )

 روی منو نیلو هم بالاخره کم شد و رفتیم خوابیدیم ...

دم دمای صبح ساعت مسخره ی سارا هی زنگ میزد ... سارا هم با ریلکسی تمام تو

تختش خوابیده بود و هی وول می خورد  

 اگه از من می پرسی داشته پیش خودش می گفته

این دیگه کیه که ساعتشو الان کوک کرده !!!  

خلاصه بعد از یه چند بار که حسابی ساعتش منو بیدار کرد  بالاخره پرنسس سارا بلند شد

که بره حموم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

فک کنم گلاره و حسنی هم رفتن ... منم تو خواب و بیداری هی فحش میدادم بهشون

و دوباره همگی خوابیدن

خلاصه همچین که اومدم در خواب غوطه ور بشم

در اتاقمون باز شد و آدم آهنی مهربون اومد تو اتاق

(با لحن آدم آهنی  خوانده شود ) : صبح بخیر بچه ها ... بیـ دار شین بیـ دار شین

صبح شده ... صبح شده ... بچه ها ... بیـ دار شین

شما چی حدس می زنین ؟؟؟

+ پرسپولیس باخت  به من چه !!!

+ مدرسه ها داره شروع میشه

+ اون نظری هم که فحش بود پاک کردم ... تایید کرده بودم بلکه بفهمم کیه

  در کل اینو گفتم که بگم منظوری در کار نبود به جان مادرم اینا    

 

تا قسمت بای بای

 

 

نگارش در تاريخ Thu 15 Sep 2011 توسط lvlAl2AL
 

اگه تازه اومدی برو قسمت های قبلی رو بخون 

 

از این به بعدشو خودم می نویسم  ! ببخشید اگه بامزه نیست      

بعد از اینکه با شتر و موتور خداحافظی نمودیم ما را به زور در اتوبوس دوشنبه چپاندند و

کاسه ای به ما دادند که در آن آبی سبز رنگ و ماکارانی و چند عدد عدس و لوبیای شناور بود که

خودشان به آن می گفتند آش .....

ما قدری صبر کردیم دیگران بخورند تا خدایی نکرده توی آن کف شتر نریخته شده باشد ....

بعد که خبری نشد ما آن آش را خوردیم .... یعنی آمدیم بخوریم ... چشمتان روزبد نبیند انگار

 آشش را (؟) ..... صد رحمت به (؟) ....  ما هم دهن زده آن را پس دادیم .... البته نمی دانیم

با آن ها چه کردند !!!!

خلاصه ما را به رستورانی بردند که از لحاظ بالینی هیچیش با هیچیش هم خوانی نداشت 

 ظاهرش سنتی و اما غذایش فست فود بود که بود !!!!

 به هر حال ما که آش نخورده بودیمو حسابی گرسنه بودیم

حسابی به دلمان شامپو بچه مالیده بودیم که امشب دلی از عزاداری در بیاوریم !!!!

 اما شامپو همانا ورستوران درپیت همان !!!!

 نمی دانیم در شمارش اشتباه کرده بودند   

 ما را ندیده بودند     

ما قبلا شام خورده بودیم نمی دانستیم 

 شام نداشتند  

 ما را دوست نداشتند و چه و چه و چه 

 که همه ی این ها باعث شد ما آخرین کسانی باشیم که غذا بخوریم

آن هم غذایی یخ نموده و نپخته اما از آنجایی که آدم گرسنه سنگ را هم می جود ما غذایمان

 را تا ته ته ته خوردیم ....

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 ( بنده می خواستم بشقابم را سوراخ کرده و به گردنم بیاویزم اما دوستان مانع شدند

 

من و نیلو نوشابه ی اضافه هم کش رفتیم

 و مقداری از آن را هم که جای نداشتیم بخوریم  با خودمان بردیم تا مبادا دلمان بسوزد که کم خوردیم !!!!

و بعد برگشتیم

 و (نیلوفر و شیما و من )استحمام کردیم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

و با قرار قبلی به اتاق سال پاینی ها رفتیم تا پارتی گرفته و حال بنماییم .

                                           شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

در آن جا در حضور جمعی از  ترسویان به گفتمان در مورد دوستان اجنه پرداختیم

 

                        

که به ناگاه یکی از همان ترسویان کاری غیر اخلاقی داشت و می خواست دستی به آب بزند که

 ما نمی دانیم چه دید که جیغی کبود با اعماق وجود کشید  و دیگران که  به صدای رسای او

 حسودیشان شده بود برای به رخ کشیدن صدایشان جیغ کشیدندو هر کدام به سویی شتافتند

 و ما هم زیر دست و پایشان له شدیم !!      

(سارا . حسنی .گلاره .نیلو . آخری منم در حالی که شیما از ترس از روی من رد شده )

و در همین لحظه بود که ......

 

 

 ( آیا قهرمانان داستان زنده می مانند ؟؟ آیا آن ها گرفتار خواهند شد ؟؟

 آیا پای موجودی ماورایی در میان است ؟؟؟ (برو بابا !! )

 برای فهمیدن همه ی این سوالات قسمت بعد را بخوانید

جین جی جین جین )

 

        

 

بای

نگارش در تاريخ Fri 26 Aug 2011 توسط lvlAl2AL
 

اگه تازه اومدی اول برو دو قسمت قبلی رو بخون !!!

نوشته شده توسط دوستم سارا .... مارال منم  :دی

 

بله مي فرموديم
داشتيم عکسهايمان را مي گفتيم
شاهکاري بود براي خودشان همه ي دوستان با آثار باستاني عکس مي گرفتند 
ما با تابلوي ورود ممنوع -موتور مردم -شير آب- کنتور برق- شير گاز و از اين صحبتها
عکس گرفتیم که بسيار بسيار عکسهاي زيبايي مي باشد و بسيار لذت برديم

بلی می فرمودیه که ما را نهار به یک رستوران بسیار زیبا بردند که ۲ طوطی در آنجا می زیستند و آن دو هی زرتو زرت جیغ می زدند و خانم جلیل زادگان(از توصیف ایشان قاصرم به قول بروبچز گویی صورت ایشان را با قاشق هم زده اند ) می فرمود:کیه؟؟کیه؟؟؟ کیه هی جیغ میزنه  ؟ اگه بفهمم کدوم بیشعوریه می زنم تو دهنش(این عین گفته ی ایشان است و تربیت و ادب ایشان به خودشان مربوط است) و گارسون که ترکیده بود از خنده فرمودیه: خانم طوطیا هستن

واینکه در آنجا آقایی بودند در نقش دکور(دقیقا تصویری بودند از شکوفه جون در فیلم قهوه تلخ) تقریبا سبیل داشتند تا دم زانویشان

و ما ۶ کله پوک با ایشان عکس یادگاری انداختیم

 


خلاصه آن روز بعد از ظهر روانه ي صحرا شديم و در آنجا هم موتور ديديم هم شتر(فکر کنین شتره)
فکر مي کنيم مدرسه ما را به جاي يزد به دبي برده بود خودمان حاليمان نبود
خلاصه آنجا آقا ليدر جديدي برايمان آمد(به قول نيلوفر آقا ليدره چشم پاک)
خلاصه آقا ليدر از ما خواستند که کفشهايمان را از پا در بياوريم دل را بزنيم به صحرا بسيار لذت بخش مي بود و ما جگرمان حال آمد (به قول مارال همايونيمان حال آمد )
هوا بر خلاف تصور ما که فکر مي نموديم بسيار سوزان باشد اما بسيار سرد بود
براي خودمان همچون شتر در صحرا چهار نعل مي رفتيم
(نکته:شتر نمي تواند چهار نعل
جواب:غلط کردي!!!! شتر عين خر چهر نعل ميره کي گفنه نمي ره)
به هر حال
ما وارد مسائل تکنيکي و علمي و پزشکي و خانوادگي نمي شويم به ما چه کي چهار نعل ميرود کي نممي رود
 مهم اين بود که ما ميدويديم عين چي
 
   در همين حالات دويدن بوديم که دوربين آخرين سيستم شيما و حسناي(این حسنا همش در این حال بود ) عزيز ترکيد و خراب شد(نمایی از حسنا و شیما)
و باز روح خبيث ما بود که مي خنديد(چون دوربين من سالم بود)
در همين احوالات کر کره خندو بوديم که يک عده عمله ي افغانيه مهاجر به يزد 
به چشممان خورد که براي جلب تووجه يک سري حرکات هلکوپتري و پا قيچي و جفتک در هوا مي انداختند تا توجه ما را جلب نمايند (افغانیان مهاجر)
ما هم که طبق معمول ترکيده بوديم از خنده
چند کليپ از آنها تهييه نموديم که در اولين فرصت آن را در اينترنت پخش خواهيم کرد
بعد ما را به موتور سواري بردند
بسيار حال نموديم(فکرکنین این موتوره)
بعدش نيز سوار شتر شديم آي جيغ زديم آي جيغ زديم خود شتر به تنهايي يک شهر بازي مي باشد و ما نمي دانستيم
هيي دل غافل
کاش بودين و چهره ي ما و دوستان شتر سوارمان را مي ديديد
حالا جيغ نزن کي جيغ بزن
اينجا ديگر جايتان خالي بود
گلاب به رويتان رويمان به ديوار
آن شتر دقيقا 6 دقيقه جلوي روي ما ..... کرد به گونه اي که درياچه اي ايجا شده بود و کف مي نمود(ما گفتيم کاپو چينو با طعم شتر است ) بچه ها حالشان به هم خورد(آخری منم)
شتر دیگری نیز بود که دهانش کف کف کف نموده بود و باد بسیار رمانتیک(رماتیسم) آن را به سوی ما هدایت می کرد و باز ما بودیم که جیغ می زدیمو فرار می کردیم(فکر کنین اون پروانهه اون کفس)
هنگام بازگشت کفش يکي از بچه ها ربوده شده بود و ما از شدت خنده اشک از چشمانمان سرازير شده بود
 

بقیه قسمت بعدی

...........

پ.ن:این شکلکه مصداق بارز جمله ی زیر است

he he he opsk

 قسمت بعد ....

نگارش در تاريخ Fri 26 Aug 2011 توسط lvlAl2AL
 

نوشته شده توسط دوستم سارا .... مارال منم  :دی

(اگه تازه اومدی اول برو قسمت قبلی رو بخون !!! )

مارال و شیما شب نخوابیده بودند و تا صبح بلا نسبت عین سگ می لزریده اند

مجبور شده بودند دو تایی روی یکی از تختهای اتاق بغلی تا صبح بلرزند

به نظر ما که حقشان بود 

بر طبق روایتی از مارال شیما بسیار خر خر می نموده و آسایش را از او سلب کرده بوده و روان او را متشنج کرده بود

و به جای صبحانه ی لذیذی که ما خوردیم سوسیس مانده از شب با طعم جوراب میل نمودند الیته طبق روایتی از خودشان کمی هم اولویه از کف زمین پیدا نمودند

(البته صبحانه ی لذیذ را برای سوزاندن دل آنها گفتیم ولی ما هم یه چیزی تو همون ما یه ها خوردیم)

الان که خوب فکر می کنم اندکی ته دلمان برایشان می سوزد  همچین ته تهش را می گوییم (آنجایی که به روده ختم می شود)

خلاصه پیاده شدیم و همچین سوزی بود که نگو

به جای برف تالاپ تالاپ یخ با صورتمان بر خورد می نمود

بدو بدو ما را سوار اتوبوس کردند و اون آقا سبیل کلفته(راننده ی اتوبوسمون که ما بهش می گفتیم دوشنبه ) به ما کمک نمود در حمل ساک هایمان

خلاصه به محل اسکانمان رسیدیم و حسنا و گلاره در حال مسابقات دو و میدانی با چمدون چرخ دار بودند که ناگه حسنا با مغز به رمین سقوط کرد و خودش دو متر جلو تر از چمدان منحوسش به زمین افناد و به سرشش چنان ضربه ای وارد آمد که گویی پیشانی اش را پروتز کرده(بچه ها گزارش هایی به من ابلاغ کردند مبنی بر اینکه گویی زنجیری آنجا بوده که برای حسنا جفت پا گرفته اما به دلیل کم بودن شواهد اثبات نشد البته حسنا خود می گوید که این خبر درست بوده و ما به خاطر گل روی او میپذیریم)

در همین احوالات بالا بودیم که به ما خبر دادند مکان را اشتباه آمده ایم  وگویی ما به آنجا رفته بودیم تا حسنا زمین بخورد و برگردیم

دوباره مجبور شدیم مزاحمه آقای سبیل کلفت بشویم تا ساکهایمان را دوباره به اتوبوسش منتقل کند

(یک اوتوبوسه جوادی بود که نگو یه سری مهتابیه قرمز داشت که هارمونیه جوادتری با پرده های آبی داشت کلا از طبیعت الهام گرفته بود وسط اتوبوس تپه و چاله هم داشت خوبه حالا باتلاق نداشت )

دوباره تصویری از دوشنبه

بالاخره(بالا خره؟؟) رسیدیم به جایی که باید  می رسیدیم

به ما ۶ نفر اتاقی دادند با ظرفیت ۵ نفر ۲ استدلال در ریاضی در رابطه با این موضوع وجود دارد:

۱.آنها هنوز در قرون وسطا به سر می برند و با شمارش اعداد آشنایی ندارن

۲.چشمانشان ضعیف است و  خوب نمی بینند

به هر حال ما خود را با خوردن یه سری چیز هایی که نمی دانستیم چیست به عنوان صبحانه مشغول نمودیم

 مارال نیز به دلیل خستگی دیشب سعی در خوابیدن داشت که ما هی جیغ می زدیم و او هی از خواب می پرید

آمپر مارال کم کم در حال بالا رفتن بود و نزدیک می شدیم به اون مرحله ی خشم اژدها

که ناگه از غیب وحی شد که باید برویم آتشکده با آقای لیدر

(الان این غولرو بکشیم میریم مرحله ی بعد)

اینو دقت کنین که آقای لیدر لهجه نداشت در مراحل بعد....

در گویش ما(فروهر=فردبره)

یکی از دوستانمان(ملقب به علی) رفته بود  لب حوض و داشت ماهی ها را دید میزد که دوست شوخ طبعمان گلاره او را به درون حوض راهنمایی کرده و ایشان را در حوض سرنگون نمود و  هنگامی که از حوض بیرون آمد همچین خیلی ظریف از او چلیک چلیک آب می چکید  و باز ما...

و بعد ...

قسمت بعد

 

 

 

 

 

نگارش در تاريخ Fri 26 Aug 2011 توسط lvlAl2AL
 

نوشته شده توسط دوستم سارا :

آخی یادش به خیر هفته ی پیش این موقع ها بود که کم کم داشتم وسایلمو جمع می کردم

  که بریم یزد
با مدرسه
ساعت 10 قطارمون حرکت داشت
حالا از اول تعریف می کنم
معرفی 6 کله پوک:
من(من منم دیگه پرسیدن نداره)
حُسنا(دوس صمیمی من )
مارال(دوستم)
شیما( اونم دوستمه)
نیلو(نیلوفر به اختصار=نیلو)
گِلاره( به اختصار گِلی)

      (تصویری از ما)
صلواتی(معاون مدرسه و به تعبیر  ما مامور مخفی حاکم بزرک  میتی کومون)
از اینجا شروع شد: 5 شنبه بعد از ظهر بود و ما در احوال خویش غوطه ور که ناگه به خوابی

 شیرین فرو رفته با صدای گوش خراش موبایل و حرکت بندری  )vibre)او روی میز از خواب پریدیم
 
صدای جیر جیرک حُسنا در گوشمان طنین انداز شد
:وای تو هنوز خوابی؟؟؟ یه ساعت دیگه باید مدرسه باشیماا
ما هم به فرمان او عین جت از خواب پریدیم
بدیو بدیو(دقت کنید بدو بدو نبود بدیو بدیو بود) حاضر شدیم و خودمان و چمدانمان را در ماشین پدر انداختیم
به ناگه یادمان آمد از اهل بیت خدافظی ننموده ایم پریدیم مامانمان را بوسیدیم
روانه به سوی مدرسه شدیم 
پدر به تاخت از تپه های ممتد خیابان قیطریه بالا می رفت(همه جای خیابونو کنده بودن شبیه زمین کشاورزی شخم زده شده شده بود)
محسن عزیز(محسن چاوشی) این چنین سوزناک می خواند(من با چمدونم آخر این جاده...) که با حال ما بسیار تناسب داشت
از دور چشمان به مدرسه افتاد دیدیم یک سری چیز هایی از در و دیوار آویزان است(اندکی چشممان ضعیف است)نزدیک تر که رفتیم دیدیم این دوستانمان هستند که بلانسبت مثل میمون از در و دیوار آویزانند
با آنها خوش و بش نمودیم و اندکی بعد سوار اتوبوس شدیم به مقصده ترمینال
قبل از آن مدرسه نفری یک نارنگی پاکستانی  به قول مارال با کتک بر ما غالب(قالب) کرد که ما آن را به روش کاملا تکنیکی سر به نیست کردیم
    در مسیر هم که با ماهواره ی همراه من(پی اس پی) سر گرم شدیم تا رسیدییم..
جایتان خالی بود همه ما را نگاه می کردند گویی ما قومی آنگولایی  مهاجر از آمازون بودیم که با سرمان نارگیل می شکستیمو می خوردیم
انگار انسان خوش تیپو جذاب ندیده بودند و به دلیل زیاد بودن صندلی برای نشستن خیلی شیک روی چمدان هایمان می نشستیم و چمدان ها به دلیل وزن کم ما هی تپ تپ می افتادند و می خوردند به چمدان بغل دستی و عین دومینو هی تپ تپ می خوردیم به هم می ریختیم زمین
 ما نمی دانیم چه حکمتی بود که هر جایی ما را می بردند به دنبالمان دبستان پسرانه روانه می شد
خلاصه بعد از 4 ساعت انتظار رفتیم به سوی قطار مان
هنوز نشیمنگاه مبارکمان را روی صندلی نگذاشته بودیم که ناگه صدای آسف(عاسف آصف عاصف آثف عاثف) با عشوه ی تمام شروع به خواندن کرد (با با کرم...)
دوستان ما هم که انگاری قر در کمرشان خشکده بود پریده بودند و حالا قر نده کی قر بده و از این صحبتا
ما احساس می کردیم که در یکی از دیسکو های لاس وگاس نسشته ایم
(اینجا دیگر جایتان خالی نبود)

یَک رقص جوادی ای می کردیم که نگو


به دلیل وسعت زیاد کوپیمان(2در 2 با 8 الی 9 نفر جمعیت ) به مانند کرم های خاکی ای که در گلدان اسیر باشند به خود می لولیدیم
     که باز این نیلو جو گیر شده و می خواست در آن ابعاد کم حرکت بندری شونه رو به عقب برود که ناگهان نوشابه ی زِروی گِلی با تمام محتویات روی کفش و شلوار حسنا خالی شد و ما از شدت خنده چسبیده بودیم به کف کوپه و در این حال شیما سعی داشت با ریختن آب روی شلواره حسنا به او کمکی بکند که وضعیت دوم این شد که ترکیبی از آب و نوشابه از شلواره حسنا چلیک چلیک می ریخت و ما از شدت خنده نفسمان بند آمده بود(آخری حسنا)
اینجا هم جاتون خالی بود
دیگر زمان خواب فرا رسیده بود و صدای عربده های گوش خراش  صلواتی خبر ا ز فرا رسیدن زمان خواب می داد
ما می خواستیم به سلامتی کپیمان را بگذاریم که این مارال و شیما کرم آسکاریسشان عود کرده بود و فکر شیطنت به مغزشان زده بود  
 بلند شده و از کوپه بیرون رفتند ما چند بار صدایشان زدیم و پیامی به آنها دادیم مبنی بر آنکه (جیش بوس لالا)
اما آنها گوششان بدهکار نبود و در راهرو ها جست وخیز می کردند ما هم فکر بکری به نظرمان آمد
در را از داخل قفل نموده تا نتوانند بیایند
چندین بار آمدند و چون مگسی که به شیشه بر خورد کند به در چسبیدند و استدعای عفو نمودند(مارال معتقد است که آنها اصلا از ما خواهش ننموده اند و می گویند ما توهم زده ایم) اما ما که روح خبیثمان بیدار گشته بود اجازه ی ورود به آنها ندادیم
در همین احوال بودیم که خوابمان برد
به نقل از دوستان ما که یادمان نمی آید همچین کاری کرده باشیم:
(  شب بود و همه خواب بودند که من از خواب پریده ام و همه را از خواب بیدار کرده ام و داد زدم:
گلاره چرا منو از خواب بیدار می کنی؟)


صبح که بیدار شدیم در احوالات شیما و مارال تجسس کردیم
که آنها را اینگونه یافتیم:
.....
بقیه در قسمت بعدی 

نگارش در تاريخ Sat 26 Mar 2011 توسط lvlAl2AL
مطلب جدید در وبلاگ جدید   

 هر کی خواست بهش آدرس بدم بگه اما شاید ندما .... بیخودی دلخور نشین ......

 من با کسی دعوا ندارم

لطفا  به روزنامه های کثیر الانتشار مراجعه کنید .

نگارش در تاريخ Fri 4 Feb 2011 توسط lvlAl2AL
سلام

 

چهارشنبه تولدم بود

من یه وبلاگ جدید ساختم که به همه نمیدم (اگه فحش دادی خودتی) هر کی خواست

بگه من آدرسشو بهش میدم البته اگه دوست داشتم (بازم خودتی) :دی

 

نگارش در تاريخ Sun 16 Jan 2011 توسط lvlAl2AL
یه دختر خانمی برای من یه نظری گذاشته که فکر کنم نه یقین دارم اشتباهه آخه خطاب به یه

پسره !!!!!!!!!

 

خانم ت :(اول اسمش با ت شروع شده )

سلام بی سلام.خجالت نمیکشی؟هی واااااای.مگه اینکه دستم بهت نرسه.چه خبرته چند تا ماه داری تو؟حالا همه ی اینا به کنار این زهرا کی بید هااااا.که فقط یه دونه ماه داری آره؟(اسم پسر جان که حذفش کردم ) یه ماهی نشونت بدم یه حالی ازت بگیرم یادت بره چند تا ماه داشتی.حالا ببین کی گفتم.

 

اگه کسی که این نظر و گذاشته گذرش به این طرفا افتاد من ازش خواهش مینکم از این به بعد در گذاشتن نظر دقت کنه !!!!!!!

 

 

فعلا

نگارش در تاريخ Tue 23 Nov 2010 توسط lvlAl2AL
سلام

بی مقدمه

حالم گرفتس .... خیلی تو درسام پسرفت کردم .... نمره هامو که مبینم گریم میگیره

شیمی ۱۷ ( این خوبه باز)

فیزیک ۱۳

عربی ۱۴

من نمره ی کمتر از ۱۶ نداشتم !!!!!!! وااااااااای البته یه بار پارسال فیزیک شدم ۱۵ اما

نخونده بودم هیچی !!!اینارو باز یه نگاه کردم !!!! تازه شب امتحان شیمی نشستم کل 

قسمت های قلب یخیو دیدم !!! حالا شیمیم از همه بالاتره !!! خدا به داد بقیش برسه .....

... وااااااای

شدم مثل این آدامسا که می چسبن به دیوار ..... یه کسی باید بیاد منو با کاردک جمع کنه !!!

نمیدونم چم شده که  تنبل شدم ..... تازگیا نازک نارنجی هم شدم ... زود اشکم در میاد

 

دیگه .... ؟!

.

.

همین.

 

 

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم !!!! کـــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــک !!!!

 

 

     خداحافظتون.

 

پ.ن: ببخشید که دیر اومدمو جواباتونو دیر دادم !! :(

به وبلاگ من و دوست بهمنیم هم سر بزنین !!!

www.thirteendays.blogfa.com

نگارش در تاريخ Fri 5 Nov 2010 توسط lvlAl2AL
همه ی نظرات و خوندم .... اونقدر حالم بده که برام سخته جواب بدم .... به زودی وقتی دوباره همون مارالی شدم که همه میشناسید میام جواب میدم .

 

ممنون

نگارش در تاريخ Tue 21 Sep 2010 توسط lvlAl2AL
سلام 

 

 خوش اومدین !!!!

این آخرین پستم توی تابستونه  .... چند روز دیگه مدرسه ها شروع میشه و بدبختیه منم شروع میشه و کله سحر باید بیدار شم برم مدرسه ملوس خانوم و ابزارش  maloosiii-tools.Blogfa البته نه با این خوشحالی با یه حالتی شبیه این  !!!!! تازه زود بیدار شدن اونقدر بد نیست که مخش نوشتن بده !! باید عینه بختک بچسبی به درسو مشقت منم که عاشق مدرسم و بدون درس یه لحظه نمیتونم زنده بمونم .... اینه که الان از خوشحالی در پوست خود نمیگنجم !!!!

نمیدونم چرا اینقدر تابستون کوتاه بود !!!Begging امتحانام که تموم شد ... نمیتونستم کاری بکنم چون خواهرم هنوز امتحان داشت ... بعد که امتحانای اون تموم شد یه چند روز رفتیم مسافرت چند روز که نه رفتیم سک سک کردیم برگشتیم !!!! بعد تا اومدم به خودم بجنبم ماه رمضون شد و باید حدود ۱۶ ساعت هیچی نمیخوردم !!! همش یا روی تخت ولو بودم یا روی مبل ... همین طوری خیره مونده بودم به ساعت  بعد که اذون میگفتن دیگه از بی حالی نمی تونستم ۲ قدم راه برم تا آشپزخونه ... خلاصه خیلی سخت بود بعد از افطار هم که همش آویزونه یخچال بودمو همه ی چیزایی رو که در طول روز دلم میخواست رو میخوردم !!! بعد از ماه رمضونم که دو هفته تا اول مهر وقت بود که الان دو سه روزش بیش تر نمونده !!!!

وای که دارم دیوونه میشم !!!! به هر کی هم که میگی میگه تو که مدرسه رو دوست داشتی ... آره معلومه هنوزم میگم دوست دارم اما به شرطی که زنگ های درس رو حذف کنی !!!به عبارتی دیگر من مدرسه رو فقط به خاطر دوستام دوست دارم  تازه سالهای پیش درس نمیخوندم  ... اما امسال مجبورم بخونم .... مجبور ...حالا هی به خودم تلقین می کنم که مشکلی نیست و میگم این نیز بگذرد بلکه آروم بشم !!!

چند روز پیش لای کاغذام یه چیزی پیدا کردم که به نظرم جالب اومد ... حالا اینجا مینویسم Computerشاید برای شما جالب باشه .

کلیشه ها در فیلم های خارجی :

ـ وقتی دختری در خانه تنهاست همیشه یا باران می بارد یا صدای رعد و برق می آید .

ـ بازیگران هنگام ایفای نقش هرگز سرفه عطسه یا سکسکه نمیکنند  ( مگه اینکه مریض باشن )و هرگز تپق نمی زنند . ( این یکی ۱۰۰٪ توی فیلمای ما رعایت نمیشه نمونش شیر فرهاد توی شب های برره که دائم سرفه می کرد. )

ـ همه پیرزن های تنها گربه یا سگ دارند.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

ـ در فیلم های پلیسی معمولا فردی سیاه پوست به کمک فردی سفید پوست می شتابد .تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

ـ برج ایفل از همه ی پنجره های خانه های پاریس دیده می شود.

ـ سرویس های مدارس برای سوار کردن دانش آموزان ۲بار بوق میزنند.( وای مدرسه باز حالم بد شد !!)

ـ اسلحه ها و تفنگ ها هرگز خالی نمی شوند .

 

این برای اینکه بدونیم فیلمای هالیوود هم ایراد دارن البته به پای ما نمیرسن که آخر فیلمامو همیشه عروسیه !!!! اما باز جای شکرش باقیه !!!

1- به نظرتون پلنگ صورتی ناف داره  ؟!
2- ایران وقتی نفتاشو میفروشه میگه بشکه ای فلان مبلغ آیا پول بشکه هاشم حساب میکنن یا بشکه هاشو بر میگردونن ؟!
3- خرس مهربون با زنبور عسل به خونشون برگشتن یا نه ؟!
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


اینم  چند تا سوال بامزه ی دیگه که نویسنده ی وبلاگ " بهشت غم " بهم داد که دیدم بامزس گذاشتم .

دیگه سرتون رو درد نیارم .... راستی از این به بعد دیر به دیر سر میزنم ... یهو نیام ببینم  که دلم میشکنه !!!!

چیزه دیگه ای نمونده که بگم؟! ... به غیر از اینکه به وبلاگ مشترک من و دوستمم  سر بزنین " خاطرات من و دوست بهمنیم " که آدرسش تو لینکام هست .

                                همتون خیلی گلین .

      

                                

                                                                    خداحافظتون.

 

نگارش در تاريخ Sat 26 Jun 2010 توسط lvlAl2AL

سلام بر همگی

خوبین ؟! من که خوب نیستم چون هم این مطلب هی پاک میشه و مینوشت امکان درج

 چنین پستی بدلیل لینک غیر مجاز وجود ندارد !!!!حالا به سختی آپیدم اما وبلاگم خیلی

لوس شده چون نمیتونم از اون شکلک باحالا بذارم !!!

بهتره زیاد بهش فکر نکنم !!!   

راستی چقدر خوب که امتحانا تموووووووووووووووووووووم شد !!  از هفت دولت آزاد

شدم !!!  البته کارنامه ها که اومد آزادتر شدم !!  آخه من فقط شب

امتحان اونم از ۱۲ شب تا موقعی که برم سر جلسه ی امتحان درس میخوندم !!

اما هر دفعه چند تا درس جا میموند  و همش سر امتحان خمیازه میکشیدم  . تازه از اون

بدتر اینکه جلوی من دیوار بود و من باید از روز خرزوخوان تقلب میکردم البته

پشت سریم بهم کمک میکرد ولی ........... حالا خوبه که نمره هام خوفن !!!

 

تازگیا بعضی از دوستان اومدن گفتن که کجایی ؟۱ چرا نیستی ؟! نکنه یه وقت آپ کنی

و از این حرفا منم اومدم تا خانواده ای رو از نگرانی برهانم 

اونم با چند تا سوال بامزه که اگه دوست داشتین میتونین جوابی رو که به نظرتون میاد

توی نظرا بنویسین  اگرهم دوست نداشتین فقط بگین خوب بود یا نه !!!!  

۱. آیا میشه از موم توی گوش شمع درست کرد ؟!

۲. میشه توی یه اتاق گرد یه گوشه پیدا کرد ؟!

۳. چرا موهای روی دست دچار موخره نمیشن ؟! 

۴. اگه شکلات از دانه های کاکائو بدست می آید و همه ی دانه ها جزء میوه ها و

سبزیجات هستند پس چرا شکلات یک گیاه یا سبزی نیست ؟!

۵. در حالی که عصاره ی وانیل قهوه ایه پس چرا بستنی وانیلی سفیده ؟!

۶. چرا کف دست برنزه نمیشه ؟!

۷. اگر سیاره ی مریخ دچار زلزله بشه بهش میگن مریخ لرزه ؟!

 

حالا یه گل توی ذهنت تصور کن ....... همون گل تقدیم به خودت که اینقدر خوبی !!

ممنون که خوندی اگه نظر هم بدی بیشتر ممنون میشم  !!!!!

 

 

                  تا بعد ....  

                         

 

                                                          خدانگهدارتون   

نگارش در تاريخ Sun 6 Sep 2009 توسط lvlAl2AL
سلام تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد ۳۶ روز

چطورین یا نه ؟؟  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

این مطلب رو فقط برای این نوشتم که شاید بتونید آرامش را به خودتون هدیه کنید .تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

۱- پوشیدن یک لباس راحت . گشاد و نرم بعد از تحمل لباس های فرمی که

سرکار به تن داشته اید . تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲- در آغوش گرفتن فرزندان یا افرادی که دوستشان دارید . تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com   تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳- حمام کردن و عطر زدنتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۴- آواز خواندن یا گوش دادن به موسیقی آرام بخش و لطیف تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۵- شنیدن حرف های کودکانه ی بچه هاتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۶- نگاه کردنبه همسرتان زمانی که در حال مطالعه است .تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۷- نگاه کردن به فرزندانتان زمانی که خواب یا در حال بازی هستند . تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۸- استشمام بوی نان داغ داخل توستر هنگامی که از خواب بیدار میشوید .    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

۹- پذیرش و ایمان داشتن به این مساله که برای هر اتفاقی دلیلی وجود دارد .تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۰- صحبت کردن با مادرتان و شنیدن صدای او      تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

۱۱- برنامه ریزی برای سفر .تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۲- صرف غذای خوشمزه و مورد علاقتان    تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۳- رفتن به رختخواب در هوای سرد و کشیدن پتو تا روی سر   تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۴- چک کردن لیست کارهایی که باید انجام دهید و خط زدن کارهای انجام شده   تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۵- نوشتن دفتر خاطرات و یا نامه ای برای یک دوست  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۶- خوابیدن بدون اینکه ساعتی را بالای سرتان کوک کنید .    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۷- تمیز کردن منزل و نگاه کردن به نتیجه ی آن        تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۸- پر کردن فریزر از گوشت . مرغ . ماهی و سبزیجات    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۹- نگاه کردن به آلبوم عکس های قدیمی و تماشای عکس ها و فیلم های

 دوران کودکی تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۰- تلفن زدن به یک دوست قدیمی و جویا شدن حال او  یا جمع کردن

دوستانتان به دور خود تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۱- پوشیدن ژاکت دست بافت مادر یا مادر بزرگتان در فصل سرما     تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۲- تماشا کردن فیلم مورد علاقتان     تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۳- خوردن یک بستنی توت فرنگی یا شکلاتی بزرگ       تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۴- خواندن یک کتاب هیجان انگیز و لذتبخش      تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۵- خرید یک هدیه ی عالی و غیر منتظره برای مادرتان یا افرادی که دوستشان دارید .  تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۶- نوشیدن یک فنجان قهوه یا شیر کاکائوی داغ با کیک خامه ای     تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۷- رفتن به آرایشگاه و رسیدگی به وضع نامرتبتان   تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۸- بازگشت به دوران نوجوانی و حس آن با پوشیدن لباس های شاد

 و جوان پسند . تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۹- شیرینی پزی یا آشپزی   تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳۰- لم دادن روی یک کاناپه راحت  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳۱- گرفتن جشن تولد برای همسر . دوستان و افراد خانواده و غافلگیر کردن آنها تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳۲- قلقلک دادن یک بچه ی نوپا و گوش کردن به صدای خنده هایش تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳۳- قدم زدن و خیس شدن زیر باران  تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com ( این نگرفت چی گفتم )

و ...

 میبوسمتون  

                              شاد باشید . تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

                                                                  تا بعد ....  Flower

 

نگارش در تاريخ Sat 1 Aug 2009 توسط lvlAl2AL

سلام تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

 این مطلب مخصوص اون افرادیه که دائم غر میزنن

و میگن کاش من دختر نبودم ... یا کاش پسر نبودم !!!!!

حالا بخونید تا متوجه بشین ....

۳۴ دلیل برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید .

۱.نام هر گل زيبايي كه در طبيعت است را روي شما مي گذارند.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲.به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان

را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد!!!!!!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳. آن قدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي آوريد.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۴.عشق و هنر ابداع شماست.تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۵.زيبايي مخصوص شماست.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۶.هميشه جوانتر از سنتان هستيد و هيچكس نمي داند شما چند ساله ايد.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۷.بهشت زير پاي شماست.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۸.هميشه تميز . نظيف و خوشبو هستيد.تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۹.هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر

 ندارد.

۱۰.مجبور نيستيد خانه به خانه برويد و خواستگاري كنيد مثل خانم ها در خانه

 مي نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه به خواستگاري

 شما بيايند.(تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comاینم اومده خواستگاری)

۱۱.در همه جا حق تقدم با شماست.تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۲.هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و كبود نمي شويد و خون به

 پا نمي كنيد.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۳.ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۴.نصف بيشتر از صندلي هاي دانشگاه را شما تصاحب كرده ايد.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۵.به‌ جزئيات‌ زندگي‌ و رفتاري‌ با دقت‌ نگاه‌ مي‌كنيد و آنها را در حافظه‌ خود

 جاي‌ مي‌دهيد.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۶.درصد كاركنان زن نسبت به كل كاركنان در حال افزايش مستمر است. 

                تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۷.ميانگين عمرتان بيشتر از آقايان است و عمرتان بسيار طولاني است.تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۱۸.موفقيت مردان مرهون زحمات شما است.(تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comچه فایده)

۱۹.مردان از دامن شما به معراج مي روند.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۰.حرف آخر را هميشه شما مي زنيد.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۱.هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود

 را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايراد نمي‌گيرد ( كاري كه بسياري از آقايان

 مد روز يواشكي انجام مي‌دهند )!!!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comایشون مارک لوازم آرایششون خوب

نبوده !!

۲۲.تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال

 و چشم و ابروي شما را ستوده اند.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۳.مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و

 نخود و لوبيا بخريد.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۴.هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب

مي شويد .تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

۲۵.هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد .تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۶.بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب

 جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد .تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۷.ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب

بنوشد .تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۸.از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالاحالاها بايد

بدوند تا به پاي شما برسند!تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۲۹.اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد ، با

سركردن يك روسري قضيه حل است. تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳۰.هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه

قورمه سبزي مي‌خوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند !!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳۱.به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود .تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳۲.مي‌توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد

 بپوشيد از شلوار تا دامن... و هر نوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا

 پاشنه سه سانتي و بالاتر .تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳۳.مجبور نيستيد بارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و

پايين بدهيد چرا كه شما يك خانم هستيد !تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۳۴.و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما

 به زن بودن خود افتخار كنيد.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

 برای اینکه اقایون دلشون نشکنه مال اونا رو هم می نویسم اما

 حوصله ندارم برای همش عکس بذارم !!!!

 

      ۲۱ دلیل برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید .  
 
  ۱.نام خانوادگی بچه هايتان تابع نام خانوادگي شما است .
  ۲.مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.
  ۳.برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
  ۴.درب تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
  ۵.دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.
  ۶.جنسیت شما در موقع مصاحبه براي استخدام مطرح نیست.
  ۷.لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.
  ۸.ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.
  ۹.همکارانتان نمی توانند اشك شما را در بیاورند.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
 ۱۰.اگر در 34 سالگی هنوز مجرد هستيد احدي به شما ایراد نمی گیرد.
 ۱۱.احتمال مدير شدنتان زياد است.
 ۱۲.رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.(ماشاالله ۱۰۰ برابر
 خانم ها آرایش می کنن)
 ۱۳.با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشكلات احتمالی را حل کنید.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
 ۱۴.وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.
 ۱۵.بدون هدیه هم میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.
 ۱۶.می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.
 ۱۷.حداقل 20 راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی
 بلد هستید.
 ۱۸.ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.
 ۱۹.در تقسيم ارث سهم بيشتري مي بريد.
 ۲۰.مي توانيد چند زن داشته باشيد.( احتياط ! معلوم نيست خوشبخت شويد)
۲۱.و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد.   تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com         

حالا تا میتونید به خودتون افتخار کنید !!!!!!!!!!!!!!!!

نظر یادتون نره . تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

شاد  باشید تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

                                                   تا بعد.....         تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

                             

                                                                                                    بای بای تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

منبع : "بامزه بیا تو "

                                                                                                                                              

نگارش در تاريخ Sat 11 Jul 2009 توسط lvlAl2AL
سلام تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چطورین  ؟ تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

من که خوبم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com........ کی حال تورو پرسید ؟   ......ببخشید تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد از ۱۸ روز اومدم که بترکونم !!!!!!!!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته این مطلب رو تا الان ۲ بار نوشتم و پاک شد اگه دوباره پاک بشه کلمو می کوبم به دیوار !!!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

این سوال ها رو نوشتم تا هم بخندین و هم یه خورده فکر کنین و جواب بدین ... خودم جواب دادم.... اما هر کی بهترین و بامزه ترین جواب رو بده یه جایزه میبره یعنی جایزه که نه ازش تقدیر می کنم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

1.   چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم ميشه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم ؟

شاید : فکر می کنیم که مشکل از ماست که کار نمی کنه !!!!!! تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

2.   چرا معمولا اخرین تکه های یخ به ته لیوان می چسبه ؟

شاید : می خوان زنده بمونن !!!!!!!!  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

3.   چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن ؟

شاید : برای گمراه کردن ما !!!!!!!!  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

5.    چرا تارزان ريش و سيبيل نداره ؟

شاید : با خودش قاچاقی ریش تراش برده جنگل !!!!!!!!  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comاین یکی ابرو هم نداره !!

6.   چرا وقتی یه پارچه خیس میشه پررنگ میشه ؟ مگه آب بی رنگ نیست ؟؟؟؟

شاید : دیدن رنگ آب چشم بصیرت می خواد !!!  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

7.   چرا کفش خانم ها تو فیلم های خارجی حتی اگه کفش ورزشی پوشیده باشن صدا میده ؟؟

شاید : برای اینکه ما بتونیم با چشم بسته هم فیلم ببینیم !!!!!!!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

8.   چرا نفهمیدی که این سوال ها شماره ی 4 نداره ؟؟؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

9.   چرا برگشتی بالا تا ببینی راست گفتم یا نه ؟؟؟؟؟ نکنه به من اعتماد نداری ؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

10. چرا کم نظر میدی ؟؟؟؟؟؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

.

.

.

.

.

یادتون نره که نظر بدین تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

.

.

شاد باشید تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

                                         تا بعد ... تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

                                                      

                                                                               خداحافظ .تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

 

نکته ۱ : لازم نیست به همه ی سوال ها جواب بدین .

نکته ۲ : هر سوال از ده تا سوال یه برنده داره . یعنی  تقریبا میشه گفت همه می تونن برنده بشن ! حتی شما دوست عزیز !!!!!!!!!!

نگارش در تاريخ Tue 23 Jun 2009 توسط lvlAl2AL

سلامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

از امروز دیگه تابستونه تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

( البته نمی دونم چرا داره برف می یادتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com )

 من که از خوشحالی نمی دونم چی کار کنم !!!!!تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته دلم برای مدرسه و دوستام تنگ شده تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comهمش یاد

سرودهای لوس بچه ها تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

مسخره بازیا تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com(معلوم نیست کی داره به کی می خنده )

عکس هایی که گرفتیم تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

قیافه ی بچه زرنگا سر کلاس درس     تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خرابکاریا       تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com       تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

موفقیت ها       تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بیرون رفتنا (البته فقط خودم از کلاس شوت شدم بیرون )تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بد و بیراه گفتن معلم ها و ناظم  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

جنگ و دعوا ها تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دوستی ها      تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

جشن های توی مدرسه  

 تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

(  من و چند تا از بچه ها برای آماده کردن مقدمات جشن می رفتیم نمازخونه اما همون طور که می بینید تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comهمه هر کاری که بگی می کردن جز تزیین نماز خونهتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com )

 

این همه گفتم که بگم  یاد همه چیزایی که گفتم می افتم (۲بار نوشتم گفتم    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com )

البته خوشحال کننده ترین اتفاقی که جدیدا افتاد گرفتن کارنامم بودتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com  آخه من شبهای امتحان خیلی درس می خوندمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com ماشاالله هزار ماشاالله همه کاری جز درس خوندن می کردم ولی نمره هام خوبن تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

هدفم از نوشتن این مطلب دو تا چیز بود تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اول اینکه وبلاگم از سیاهی در بیاد 

و دوم اینکه خواستم تابستون رو به شما تبریک بگم 

تابستون من که حالا حالاها شروع نمی شه ............تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما چیزی که مهمه اینه که امروز بعد از یه مدت طولانی احساس خوبی دارم . یعنی هم خودمو دوست دارم هم اطرافیانمو حتی اون کسایی رو که ناراحتم کردن

 

             تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خوب دیگه خیلی حرف زدم . ( راستی برف بند اومد تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com)

 

 شاد باشید تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

 

                                                      تا بعد ..........تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

                                                                                     خداحافظ تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

                                                    

( برای واضح دیدن عکس هایی که گذاشتم چاره ای جز اینکه روش کلیک کنید تا Select یا سفید بشه ندارید ......ولی از دست ندین آخه خیلی خنده دارن تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com)

 

  

 

نگارش در تاريخ Sat 20 Jun 2009 توسط lvlAl2AL
نگاه کن هنوز هم جایت خالیست ،

هنوز هم ثانیه های شب را تنفس می کنم

و هنوز هم دستانم را برای گرفتن ستاره ای

به آسمان دراز می کنم

ولی ستاره ای نیست !

محو می شود ، در دیدگانم

و خوف و وحشت جدایی تنم را می لرزاند

که شاید نباشی

نگاه کن هنوزم من تو را چشم در راهم

نمی دانم تو ، تند رفتی ! یا من عقب مانده ام

مسافر .....!

بعد از رفتن تو دیگر هیچ نخواهم نوشت

منتظر واژه ها و کلمات من هستی ؟

نباش..............

با بغض که نمی شود حرف زد

تنها می شود زار زد . زل زد

تنها می شود سکوت کرد و دلتنگ شد

.

.

.

.

تنها می شود ، تنها شد 

نگارش در تاريخ Tue 16 Jun 2009 توسط lvlAl2AL
چرا لبخند می زنی ؟

چرا مهربانی می کنی ؟

چرا عزیزم می خوانی ؟

بگو که همه چیز سوخته و بر باد رفته است

ونیست شده است

بگو بگو که من دیگر خاطره هم نیستم

یکی هستم از هزاران .........

چرا دوباره سکوت کرده ای ؟

من اینجا نشسته ام

همیشه ...هنوز ..نکند دوباره نمی بینی ؟

انگار گوش نکرده ای .

دوباره می گویم .

من اینجا نشسته ام که سر راه هیچ کس نیست .

دیگر نمی خواهم که کسی در کنار دلم باشد .

هر چه هست را بر دلم نوشته ام .

هزار بار سیب را چیده ام .

آمده ام و اینجا نشسته ام .این جا که بی کرانه است.

شفاف و خیال انگیز

حالا کنار زندگی نشسته ام

 

                                                             با عشق .....

 

بگو از کجا می آیی ؟

اینجا که من نشسته ام چهار راه بی مکانی است.

و زمان از حرکت باز ایستاده است .

 

آنجا که دیگران هستند

من نیستم و اینجا که من هستم

انگار هیچ کس نیست.

.

.

.

همین 

 

عکس

دانلود

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس